نمي خوام
مقدمه چيني كنم و فلسفه ببافم. در اين يك سال دوستان عزيزي يافتم كه از دست
دادنشان محال است. مي خواهم كمي در ميدان زندگي باشم و از هياهوي حاشيه اش به دور.
مي دانم سخت است ولي چاره اي نيست. در اين يكسال براي ايران و ايراني نگاشتم چون
نگرانش بودم. فرق نمي كند ايراني كه باشد و چگونه بيانديشد. آن دوست روزنامه نگار
يا اين دوست دانشجو. آن جبهه رفته و دردكشيده ي جبهه و جنگ و يا اين جوان پر شور
نسل سوم و چهارم. مي خواهم براي اين كه ثابت كنم اهل هياهو و جنجال نيستم اين
تارنگارم را تعطيل كنم. در اين ماه ها سعي نكردم باوابستگي به اين و آن بنويسم چون
استقلال را فراموش نكردم. براي خوشي يا ناخوشي كسي يا گروهي ننگاشتم و تعلق خاطري
به هيچ قهرماني ندارم. تعلقم و عشقم ايران و ايراني است چه حزب اللهي باشد و چه
غير حزب الهي. تنها دل نگرانم و آشفته! از آينده و ... مي دانم آينده روشن است و
مي دانم ايراني غيرتمند است. اين تارنگار را با قطره اي اشك و دلي پز غم تعطيل مي كنم. خيلي دوست داشتم در مورد قلم شيواي رامن (نوجوان با ذوق بالان )بنويسم كه متاسفانه ميسر نگرديد. در اين آخرين جملات مي نويسم...همه ي شما را
عاشقانه دوست دارم. سرفراز باد ايران و ايراني. بدرود
ادامه نوشتار
ادامه نوشتار
ادامه نوشتار
ادامه نوشتار
ادامه نوشتار
تا قبل از
سال 1358، مطبوعات و ادارات دولتي فقط 3 روز تعطيل نوروزي داشتند. از روز چهارم
فروردين، مطبوعات با همان حال و هوا و محتويات عادي خود منتشر مي شدند و ادارات
دولتي نيز داير بودند. مديران، بازرگانان، صاحبان صنايع ، دانشگاهيان و تمام گروه
هايي كه در گردش امور جامعه نقش دارند، حتا اگر در مسافرت بودند، مطبوعات را مي
خواندند تا اطلاعات خود را به روز كنند. جامعه نيز فعال مي شد و گرچه حال و هاي
عيد، تا سيزدهم فروردين ادامه داشت، اما جامعه به خواب نمي رفت و يك چهارم از فرصت
يك ساله ي يك ملت ، به بيهودگي پر زيان و ملال آوري نمي گذشت.در پايان
اسفند سال 1358، شرايطي پيش آمد كه براي نخستين بار، روزنامه هاي مطرحي كه منتشر
مي شدند، تن به تعطيلات درازمدتي دادند كه به باور من، سرآغاز وضعي است كه اكنون
با آن مواجهيم و آن ماجرا بدين شرح است...
ادامه نوشتار
ادامه نوشتار
نوروز ماندگار است تا يک جوانه باقيست
باقيست جمع جانان تا اين يگانه باقيست
بار دگر بريدند ناي و نواش اما
اين ساز مي نوازد تا يک ترانه باقيست
سينه به سينه گفتند کوتاه، تا شود شب
کوتاه مي شود شب وقتي فسانه باقيست...
ادامه نوشتار
در 29
اسفند ماه سال 1329 صنعت نفت ايران به همت بزرگ مرد ايراني زنده ياد دكتر مصدق ملي
گشت. از آن سال تاكنون حوادث بي شماري در وزارت نفت ايران به وقوع پيوسته است. از
همين رو لازم است پژوهشگران ايراني در اين
زمينه پژوهشهاي گسترده و كاملي انجام دهند تا مشخص شود پس از حدود نيم قرن آيا از
آرمانهاي نفتي 1329 دفاع گرديده است يا خير. براي روشن شدن بخشي از موضوع و اين كه ديدگاه استعمارگران آن زمان نسبت به
اين تحول تاريخي چه بوده است يكي از اسنادي كه اداره ي اطلاعات عمومي وزارت امور
خارجه ي امريكا در اين خصوص منتشر كرده در ذيل مي آيد كه اميد است مورد توجه
پژوهشگران قرار گيرد...
ادامه نوشتار

